خشونت‌ورزی دانش‌آموزان ناشی از «رکود رشد اجتماعی» آنان است/ به دولت روحانی خطرات «تعطیلی مدارس» را هشدار داده بودیم!

روانشناس پیشکسوت کودک و نوجوان در تشریح دلائل بروز خشونت ورزی در بین دانش آموزان پس از بازگشایی مدارس گفت: این بحران طبیعی است و ما در زمان ظهور کرونا تبعات تعطیلی مدارس را در نامه ای به وزارت آموزش و پرورش دولت قبل اعلام کردیم و هشدار دادیم لذا خشونت و ناسازگاری دانش آموزان امروزه مشخصا ناشی از رکود رشد اجتماعی آنها است!

به گزارش فراهان خبر؛ دکتر فاطمه قاسم‌زاد، روانشناس پیشکسوت کودک و دارنده «یازدهمین مدال و نشان سلامت اجتماعی» در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در تحلیل و تشریح دلائل بروز خشونت ورزی در بین دانش آموزان پس از بازگشایی مدارس در سال جدید و علت ناسازگاری آنها با معلمان و اولیای مدرسه گفت: متاسفانه قبل از دوره کرونا هم خشونت در بین دانش آموزان به ویژه در بین دانش آموزان پسر در چند سال گذشته رایج بود و شدت گرفته بود اما بعد از دوره کرونا و تعطیلی دو ساله مدارس از اخباری که من گاهی می خوانم و می شنوم انگار با شیب بسیار بیشتری شدت گرفته است.

رئیس پیشین هیئت‌مدیره شبکه یاری کودکان کار در ادامه افزود: بخش مهمی از این خشونت به واسطه حضور دانش آموزان در فضای مجازی بوده که همین حضور در فضای مجازی بیشترین لطمه را به رشد دانش آموزان وارد کرده است. چون وقتی مدت زیادی دانش آموزان با هم نباشند و مراودات اجتماعی پسندیده و رفتار خوب را با هم تمرین نکنند و موارد مثبت را از هم یاد نگیرند، رخداد چنین حوادث و تبعاتی دور از ذهن نیست و کاملا طبیعی است که انتهای چنین مواردی به خشونت های مورد بحث بینجامد.

وی با تصریح بر این نکته که خشونت ورزی و ناسازگاری دانش آموزان مشخصا به رکود رشد اجتماعی آنها برمی‌گردد؛ اضافه کرد: در دوره ای که بخاطر شیوع کرونا آموزش بصورت مجازی پیگیری می شد و دانش آموزان مدرسه نمی رفتند لطمه های زیادی به آنها وارد آمد که مقوله مورد بحث یعنی ایجاد خشونت و ناسازگاری دانش آموزان با هم یکی از موارد این لطمه هاست.

عضو سابق هیات مدیره انجمن پژوهشی و آموزشی پویا در بخش دیگری از اظهاراتش با انتقاد به تعطیلی مدارس گفت: من در ابتدای شیوع و ظهور کرونا با شبکه یاری کودکان کار همکاری داشتم و بخاطر دارم که در ابتدای ظهور کرونا و تصمیماتی که قرار بود منجر به تعطیلی مدارس شود، خیلی در مورد تعطیلی مدارس حرف داشتیم و حتی در آن زمان نامه ای به وزارت آموزش و پرورش نوشتیم و تبعات و خطرات تعطیلی کامل مدارس را تا حدی گوشزد کردیم و حتی پیشنهاد هایی را در رابطه با چگونگی آموزش حضوری در دوره کرونا که بتواند ضامن سلامت دانش آموزان باشد را مطرح کردیم. اما آموزش و پرورش در دولت گذشته می توانست با توجه به شمار دانش آموزان و امکاناتی که دولت در دستگاه های دولتی در اختیار داشت، تصمیمی بگیرد که رابطه دانش آموزان با هم و با مدرسه قطع نکند.

این روانشناس کودک و نوجوان اضافه کرد: آموزش و پرورش می توانست با تقسیم بندی دانش آموزان در بدترین شرایط کرونا و اسکان آنها در برخی مدارس غیر دولتی، باشگاه ها و سوله های مدیریت بحران و فضاهای ورزشی و سایر اماکنی که در اختیار داشت، امکان ادامه آموزش حضوری را فراهم کند و از تعطیلی مدارس جلوگیری به عمل بیاورد؛ چرا که انتظار می رفت مسئولان آموزش و پرورش بیشتر از سایر آحاد جامعه به حضور دانش آموزان در مدارس و کلاس درس واقف باشند و بدانند که تعطیلی مدارس تبعات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. باید ترتیبی می دادند که تعداد دانش آموزان کمتری در هر روز به مدرسه بیایند، اما نه صرفا برای درس خواندن و تکلیف حل کردن که برای این کار می توانستند از همان سامانه های درسی مانند «شبکه شاد» کمک بگیرند، با این وجود دانش اموزان فقط برای ارتباط برقرار کردن با هم به مدرسه بیایند و از حال هم با خبر شوند حتی اگر شده برای کلاس ورزش و چند ساعت کنار هم بیایند ولو در هفته تنها یکی دو روز و یا چند ساعت در هفته در کلاس های حضور داشته باشند.

وی تصریح کرد: پیشنهادی که ما در نامه به آموزش و پرورش دادیم می توانست در جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی مثمرثمر واقع شود اما متاسفانه گوش ندادند و عمل نکردند! حتی بخاطر دارم در مورد مدارس دولتی پیشنها دادیم که از شهرداریها کمک بگیرید مثلا شهرداری کلاسهای فرهنگی هنری در هر منطقه و محله ای دارد از جمله سراههای محله که مسئولان وزارت آموزش و پرورش می توانستند با طرح مسئله بسیاری از کلاس ها را در اماکن شهرداری ها برگزار کنند که تا حدی کمبود فضای آموزشی مرتفع شود.

دارنده نشان سلامت اجتماعی ادامه داد: جای تعجب است که چرا وزارت آموزش و پرورش در تصمیم گیری که حول تعطیلی مدارس در دوره کرونا گرفت به این نکته فکر نکرد که بسیاری از دانش آموزان که در خانواده های کم‌برخوردار حضور دارند متاسفانه در فضایی بشدن تنگ و محدود و نامناسب زندگی می کنند که اساسا خانواده آنها امکان آموزش مجازی را ندارد. چنانکه در پی این تصمیم بسیاری از دانش آموزان کم برخوردار در این دوره بخاطر نداشتن گوشی و تبلت با آنتن ندادن موبایل در محل زندگی آنها مجبور به ترک تحصیل شدند که این اتفاق غم انگیزی است. با این حال دولت فعلی شایسته است تلاش خود را برای بازگرداندن این دانش آموزان به فضای درس و مدرسه معطوف کند.

استاد بازنشسته دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش به رابطه خانواده و فرزندان در دوره تعطیلات اشاره کرد؛ گفت: یکی از آسیب های دیگری که در این دوره به دانش آموزان وارد شد این بود که بسیاری از خانواده ها از عهده فرزندان خود برنمی آمدند و بجای درس و آموزش مجازی معمولا در کوچه و خیابان بودند و این موقعیتی بود که بجز آموزه های نامناسب فضای مجازی از دوستان و هم محله ای های خود برخی از اطلاعات مخرب را دریافت کنند و از این طریق هرچه بیشتر از فضای درس و مدرسه دور بیفتند و از مدرسه دلسرد شوند. در این شرایط بطور ناخودآگاه کودک و نوجوان بخاطر تنش هایی که با هم ایجاد می کنند به سمت خشونت و خشونت ورزی میل پیدا می‌کنند.

دکتر قاسم زاده متذکر شد: دانش آموزانی که درمواجهه با فضای مجازی قدرت تمیز و تفکیک خوب و بد را در حد انتظار ما ندارند، و قرار است این بستر برای آنها جای خالی مدرسه را پر کند، بر عکس نه تنها با دیدن ویدئوها و تصاویر خشن و خشونت بار که برای آنها جذابیت دارد، به سمت و سوی تصاویر و داده های ضداخلاقی هم سوق پیدا می کنند که خود این معضل به تنهایی متضمن انحراف اخلاقی دانش آموز و در مجموع طیف کودک و نوجوان خواهد شد.

مولف کتاب « آری گفتن به نیاز کودکان» ادامه داد: از طرفی خانواده ای که مثلا یک کودک و نوجوان بیش فعال دارد که با رفتارهای شیطنت آمیز در بسیاری اوقات حوصله همه را سر میبرد به یکباره با فضایی مواجه شده اند که در ایام سال تحصیلی که تقریبا نیمی از زمان بیداری دانش آموز در مدرسه سپری می شد با رویکردی جدید باید فرزند خود را تمام وقت در خانه نگهداری کند!  آنهم نه برای یک روز و یک هفته و یک ماه برای بیش از دو سال! خب این خانواده می تواند و کشش دارد که مانع بیرون رفتن و کوچه گردی فرزندش نشود؟ اگر این خانواده که در بحث ما چنین خانواده هایی فراوانند از بیرون رفتن فرزندش خوشحال باشد نباید تعجب کرد. چرا که همه یک بینش ندارند.. همه نمی توانند تربیت فرزندان خود را با خط کشی و طبق موازین انجام دهند. بنابراین در بیرون منزل هم صدها مفسده و دام برای این کودکان و نوجوانان و حتی جوانان پهن است. واقعیت این است که در این روزگار کودک و نوجوان خطرات بیشتر و جدیدتری پیش رو دارد.     

وی علاوه کرد: عجیب است با اینکه بسیاری از دولتمردان صورت مسئله را می دانستند بجای حل مسئله صورت مسئله  را پاک کردند. حال سوال اصلی این است که همه می دانیم که کودک و نوجوان باید انرژی خود را تخلیه کند، حال که مدارس تعطیل بود چرا دستگاه های دیگری که وظیفه تعلیم و تربیت را برعهده دارند، کاری نکردند؟ چرا مکان های امنی را برای بازی و تفریح سالم کودک و نوجوان که تعدادشان هم کم نیست ایجاد نکردند. این کار که نیاز به بودجه نداشت. اما متاسفانه مسئولان گوش نمی کنند. من نمیدانم چرا اینقدر بهم بی اعتماد شده ایم؟ حرف من از امکاناتی نیست که در کشورهای پیش رفته وجود دارد. حرف من این است که چرا همین امکاناتی که مال بیت المال است در اختیار بچه ها قرار نمیگیرد؟ چرا یک مسئول خود را صاحب آنچه می داند که متعلق به عموم مردم است.

در نهایت همین می شود که امروز شاهدش هستیم. دختران به نحوی و پسران هم به طریقی دیگر گرفتار سیاست زدگی مسئولانی قرار گرفته اند که معنای تعهد را درک نمی کنند و این جای تاسف دارد. برای این است که پسرها خشونت شان بیشتر شده.

دکتر قاسم زاده خاطر نشان کرد: در مورد فضای مجازی کاری که باید به موازت تدریس صورت می گرفت این بود که با دانش آموزان کار شود با این هدف که در آنها مصونیت ایجاد شود. صرفا اگر از بدیهای فضای مجازی برای بچه ها بگوئیم نتیجه عکس دارد؛ چرا که بچه ها کنجکاو می شوند که از همان کاری که منع شده اند را تجربه کنند. فضای مجازی کارکردی دوگانه دارد که باید برای بچه ها تبیین و تفهیم شود. باید همه از جمله کودک و نوجوان در ابتدا با فضایی که در آینده جزء لاینفک زندگی و کار آنها می شود آشنا شوند و به معایب و محاسن این فضا واقف گردند.

این استاد برجسته روانشناسی کودک که در ایام بازنشستگی بسر می برد، با تاکید بر این نکته که ایجاد خشونت و ناسازگاری در بین دانش آموزان همان معضل ایجاد شده ای است که ما در دو سال و نیم قبل پیش بینی می کردیم و در نامه به متولیان وزارت آموزش و پرورش هشدار دادیم که متاسفانه نادیده گرفته شد، ادامه داد: اما همین نادیده انگاری موجب رخداد اتفاقات ناخوشایندی شد که همه در جریان رخداد آنها قرار دارند. با این وجود باز هم نباید کوتاهی کرد و تا حد امکان باید با این معضل علمی برخورد کرد تا انشالله موفق به حل و فصل این معضلات شویم. قضیه کاملا روشن است و نباید با رفتارهای سلبی توسط اولیای مدارس بحران را پیچیده تر کرد؛ بلکه عکس آن با اتخاذ تدابیر روشن و روانشناسانه کاری کرد که دانش آموزی که درونش پر از خشم و عصیان است، نرم و منعطف شود و از بروز رفتارهای خشن و نزاع های معمول بین دانش آموزان پرهیز کنند. لذا انتظار میرود معلمان به رغم تمام مشکلاتی که در این دوره دارند، باز سعه صدر نشان دهند و مانند یک پدر یا مادر دلسوزانه با دانش آموزان رفتار کنند. چرا که همه ما معلمان با شناخت از این مشکلات شغل معلمی را انتخاب کرده ایم و باید گاهی جور دانش آموز ناسازگار را هم کشید.

 دکتر قاسم زاده در خاتمه این گفت‌‌وگو یادآور شد: حالا که در آستانه روز معلم هستیم، ضمن تبریک به معلمان و فرهنگیان بزرگوار تقاضا دارم کمی با ملایمت بیشتر با دانش آموزان رفتار کنند و بدانند بروز ناسازگاری در دانش آموزان با هدف توهین به معلمان گرامی نیست و این بحرانی است که حاصل از تعطیلی مدارس و البته تصمیمی نابجا در دولت گذشته حول تعطیلی مدارس صورت گرفته است. گرچه در برخی موارد رفتار دانش آموزان به هیچ عنوان قابل دفاع نیست و باید خانواده ها روی چنین بچه هایی کار کنند. خانواده هایی که بیشتر از همه از کردار و رفتار بچه های خود باخبرند. بنابراین امیدوارم هرچه زودتر با تصمیمات درستی که جزء به جزء متولیان آموزش و پرورش اتخاذ می کنند هر چه زودتر خشونت درونی دانش آموزان مرتفع شود و باز در فضایی آرام اکتساب علم و دانش جاری و ساری شود.

انتهای پیام/ع.خ

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × 2 =