داوری با گمان بر افراد مورد اطمینان، دور از عدالت است. حضرت علی(ع)

حفظ اقتدار سپاه یک رسالت عمومی و وظیفه همگانی است

نمایش خبر : 258 | تاریخ انتشار : 26 دی 1398
به گزارش فراهان خبر؛ افکار عمومی، مدیریت و ساماندهی صحیح آن مقدمه «امنیَّت»، از ضروری‌ترین نیازهای یک جامعه می باشد و همواره در تبیین اهداف و بیان کارکردهای ایده آل و مثبت جامعه، به عنوان شاخص های بسیار مهم و اساسی مد نظر است.
مفهوم امنیَّت، از یکسو بسیط و سهل است؛ چرا که هر انسانی امنیَّت و ناأمنی را به وضوح و خوبی درک می کند و از سوی دیگر، بسیار پیچیده و سخت است؛ چون که چندگانگی و شمول عرصه ها و جهات مختلف، از قبیل امنیت اجتماعی، اقتصادی، قضایی، فرهنگی، نظامی، سیاسی و...، در سطوح مختلف امنیت جهانی، بین المللی، منطقه ای، ملّی، داخلی آن، در زمینه فردی و عمومی، بر صعوبت و سختی این مفهوم می افزاید.
نکته مهم و قابل تأمّل در میان ابعاد مختلف مقوله امنیت، احساس امنیت و پیدایش حالت فراغت، آسودگی و آسایش است که به مراتب از خود امنیّت مهم تر است.
اهمیت افکار عمومی در احساس امنیت 
احساس امنیّت در بُعد فردی، به مؤلفه های فراوانی از جمله سلامت جسمی، آرامش محیطی، تأمین نیازهای ضروری و حفظ کرامت انسانی و در بُعد عمومی و اجتماعی نیز، به نحوه تعامل شهروندان با یکدیگر، عملکرد شایسته متولیان امور اجرایی و صداقت ایشان در گفتار و رفتار و پرهیز از کذب، نفاق و دورویی در مواجهه با مردم و...، بستگی دارد. اهمیت افکار عمومی در احساس امنیت اجتماعی،از عوامل و متغیِّرهای متفاوتی تأثیر می‌پذیرد که یکی از این عوامل، افکار عمومی است.
افکار عمومی یک پدیده اجتماعی- روانی است و از آنجا که منشأ و خاستگاه آن جامعه است، سرچشمه واقعی قدرت و توانایی بوده و مانند یک شمشیر دولبه عمل می کند، یعنی کارکرد مثبت یا منفی دارد و در واقع، می تواند به عنوان عامل افزاینده یا کاهنده امنیت اجتماعی عمل‌ کند.
امروزه مدیریت صحیح و ساماندهی صواب افکار عمومی، یک فنّ و بلکه علم محسوب می شود و تکنیک ها و ابزار متناسب خود را لازم دارد. از آنجا که قدرت افکار عمومی و تأثیرگذاری اش بر احساس امنیت اجتماعی بسیار مهم و سریع است، حال اگر افکار عمومی در اثر توطئه بدخواهان و فتنه انگیزی دشمنانِ حاکمیت، جهتی مخالف و زاویه ای متقابل با سیاست های حاکمیت پیدا کند، در صورت نداشتن طرح و برنامه‌ریزی دقیق، کنترل و مهار فتنه سخت و مدیریت افکار عمومی و جهت دهی صحیح آن، بسیار مشکل خواهد بود.
اقناع عالمانه، گفتار صادقانه با جامعه و ترغیب مردم به همراهی با برنامه ها و سیاست های تنظیمی حاکمیت و تحذیر از هرگونه مخالفت و هم صدایی با معاندان و مخالفان نظام، علاوه بر جلب اعتماد عمومی، در حقیقت به ارتقای سرمایه های اجتماعی حاکمیت مساعدت می رساند.
از همین رو است که امیرالمؤمنین علی(ع) در نامه 53 نهج البلاغه، در مقام بیان اصول حکمرانی و توصیه های مدیریتی نظام ولایی، به مالک اشتر سفارش می کنند:«إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ»؛( هر گاه رعيّت بر تو بد گمان گردد، عذر خويش را آشكارا با آنان در ميان بگذار، و با اين كار از بدگمانى نجات شان بده، كه اين كار رياضتى براى خود سازى تو، و مهربانى كردن نسبت به رعيّت است، و اين پوزش خواهى تو آنان را به حق وا مى‌دارد). پر واضح است که صداقت در گفتار و بیان واقعیت ماجرا، در بحران های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و...،- مردم را به تلاش دست اندرکاران دلگرم و همّت شان را به همراهی و هم صدایی با متولیان امور اجرایی کشور مضاعف می گرداند.
حادثه سقوط هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین متأسفانه در شرایطی که ملّت عزیز ایران، در فراق و هجران سردار عزیز دلها؛ سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و صدیق ارجمندش، مجاهد بزرگ اسلام؛ ابومهدی المهندس و دیگر همراهان و یاران شهیدشان به سوگ و ماتم نشسته بود و از طرفی، با عملیات غرور آفرین سپاه سرافراز اسلام در شکستن هیمنه و شوکت پوشالی ابرقدرت مادی، دل و جان مردم تا اندازه ای شاد و بیقراری شان أندکی آرام گرفته بود،غمی دیگر بر دلها نشست و همگان را متأثر و متألّم کرد.
«آه از غمی که تازه شود با غمی دگر جز همدلی نباشدمان مرهمی دگر» یک واقعه تأسف بار، به واقع سنگین، دردناک و جانکاه و اعلان سقوط هواپیمای مسافربری بوئینگ 737 خطوط هوایی کشور اوکراین، این حادثه جان قریب به 176 نفر انسان بی گناه را گرفت و خانواده های بسیاری را به فراق عزیزان شان مبتلا، به داغ سوختن پاره های جگرشان مصیبت زده و از همه مهم تر اینکه ملّتی را دوباره سوگوار و عزادار ساخت.
از همان ساعات اولیه، شبکه های مختلف صدا و سیما، با حضور کارشناسان و مطلعین امور، واقعه را تحلیل و گمانه هایی را قبول و یا ردّ می کردند. در کنار رسانه ملّی، بازار فضای مجازی و اخبار ضد و نقیض اش نیز، داغ شد و این بستر به تریبونی مبدّل شد تا انواع تئوری ها، نظریه ها و تحلیل ها در دسترس عموم مردم قرار گیرد،
فارغ از درستی یا نادرستی آن. اینک از صحت و سُقم تحلیل های مختلف که بگذریم، درباره این واقعه تأسف بار چند نکته قابل دقّت و تأمّل است؛
پرهیز از اظهار نظرهای غیرآگاهانه و غیر عالمانه
با اینکه قرآن کریم، همگان را در امور اجتماعی به بیان صحیح و قول سدید سفارش می کند«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا»(احزاب؛70)؛(اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد)، امّا گویا در این واقعه، این اصل مهم رفتاری و توصیه مؤکد اسلامی از یاد رفته و همه در جایگاه یک کارشناس خُبره، به خود حقّ می دهند تا هرگونه اظهار نظری را داشته باشند. اظهار نظرهایی که عمدتاً جاهلانه و غالباً به دور از حقیقت و واقعیت ماجراست.
در روایتی از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل است که:« لو سكتَ الجَاهلُ ما اختلفَ النَّاسُ»؛(اگر جاهل سکوت می‏کرد، مردم اختلاف نمی‏ کردند؛ [چون که سبب بسیاری از اختلافات، سخن های ناآگاهانه است]). با اینکه هنوز مراجع رسمی و قانونی کشور، علّت یا عواملی را که موجب بروز این حادثه شده بیان نکرده اند، ولی انواع گمانه زنی ها و تحلیل ها به عنوان سبب اصلی حادثه در دسترس مردم قرار می گیرد، غافل از اینکه چنین رفتارها و گفتارهایی، به جای آگاهی بخشی و کمک به حل مسأله، بیشتر بر تحیُّر، سرگردانی و سردرگمی مردم می افزاید.
تحذیر از آشفته کردن فضای اطلاعاتی و خبری حاکم بر کشور 
همان گونه که درباره اهمیّت افکار عمومی و ارتباط مستقیم آن با احساس امنیت روانی جامعه مطالبی بیان شد، باید بدانیم که اظهار نظرهای غیرواقعی، نه تنها جوّ روانی و اجتماعی را بهم می ریزد، بلکه زمینه را برای اتّخاذ تصمیم صحیح و عملکرد مطلوب نیز، از خدمتگزاران واقعی و خدوم ملّت می گیرد.
با اینکه اطلاعیه ستاد کل نیروهای مسلح کشور، گزارش خبری شجاعانه و صادقانه فرمانده هوا فضای سپاه و...، همه خبر از بروز یک خطای انسانی در این حادثه تلخ می دهد، ولی گویا برخی اصرار دارند و آشفتگی و بهم ریختگی فضای عمومی کشور را خواهان و خواستارند. یکی معتقد است که نباید به سادگی از کنار این حادثه دردناک گذشت، بلکه می‌بایست تحقیقات تکمیلی برای شناسایی کلیه علل و عوامل این فاجعه ادامه یافته و مسبّبین این اشتباه نابخشودنی مورد پیگرد قانونی قرار گیرند(خبر آنلاین،21/10/98).
دیگری این اتفاق را، بدتر از شلیک سهوی به هواپیما، شلیک عمدی به اعتماد عمومی می داند( خبرگزاری ایرنا، 22/10/98).
کمی آن طرف تر، با میان داری سفیر روباه پیر استعمار، برخی به بهانه مراسم یادبود کشته شدگان هواپیما، فضای مراسم را به سمت تظاهرات ضد حکومتی کشانده و با شعارهای هنجار شکنانه، نهادهای انقلابی را آماج عُقده گشایی،کینه ورزی و هتّاکی خویش قرار می دهند و با برچسب هایی از قبیل: ...داعش ما تو هستی، بجنگ تا بجنگیم و...،لقب برازنده داغداران قلابی را برگردن می آویزند( باشگاه خبرنگاران جوان،23/10/98).
یکی هم در کسوت مشاور رسانه ای و در صفحه شخصی اش، بساط نظرسنجی راه می اندازد تا شاید پازل های این جنگ روانی زودتر به سرانجام رسد و...، همه این رفتارها علاوه بر آنکه فضای اطلاعاتی و خبری کشور را ملتهب وآشفته می کند، در خوش بینانه ترین برداشت، جوّ بی اعتمادی به حاکمیت و نظام را در فضای عمومی جامعه گسترش داده و به عملیات جنگ روانی که شِگرد اصلی دشمن در چنین حوادث و شرایطی است، معاضدت و مساعدت می رساند.
از این فرصت استفاده کرده و متذکّر می شوم که حفظ اقتدار سپاه به عنوان یک نیروی مکتبی و حافظ دستاوردهای نظام اسلامی و مجموعه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) به عنوان حافظ و کنترل کننده مرزهای کشور، یک رسالت عمومی و وظیفه همگانی است، خصوصاً افرادی که دارای وجاهت قانونی و مسئولیت اجرایی در کشور هستند که نباید با گفتار و رفتار خود زمینه موج سواری دشمنان و بدخواهان نظام اسلامی، بالاخص آمریکای جنایتکار و ضد انقلاب را فراهم آورند.
لزوم پاسخگویی صریح به برخی ابهامات و تناقضات
در این حادثه و نحوه عملکرد و چگونگی پاسخگویی مسئولان اجرایی کشور، چند نکته مبهم و محل سوال وجود دارد. اوّلاً: در شرایطی که به یک معنا، ما با آمریکا در حال جنگ هستیم و شاهد مطلب اینکه صبح همان روز حادثه(چهارشنبه  18 دیماه 98)، سپاه سربلند و سرافراز کشور، قریب به 13 موشک به پایگاه آمریکایی عین الاسد در عراق شلیک می کند، چرا فضای کشور از پروازهای مسافربری پاک نیست؟ با اینکه طبق ماده 10 قانون هواپیمایی کشور، لغو پروازها را در شرایط بحرانی مجاز است و حتی در زمان مانورهای نظامی، غالباً پروازهای مسافری لغو و یا محدود می شود، پس چرا چنین بی توجهی اتفاق می افتد و چنین مسأله مهمی نادیده گرفته می شود؟ با اینکه سردار حاجی زاده فرمانده هوا فضای سپاه اظهار می کند که ما چندین بار درخواست کردیم که فضای کشور از پروازها متوقف شود...؟؟؟ و عذر بدتر از گناه آنجاست که مدیرعامل شرکت فرودگاه‌ها و ناوبری هوایی ایران می‌گویدکه «ما موظف هستیم برنامه‌های روتین پروازی را انجام دهیم و از این موضوعات بی‌اطلاع بودیم. اختیار لغو یا تأخیر در پروازها به دلیل شرایط امنیتی در کشور را نداریم مگر اینکه از مرجعی به ما دستور بدهند»(خبرگزاری اَنا،22/10/98).
چگونه ممکن است که چنین سهل انگاری و خبطی اتفاق افتاده باشد؟ شورای عالی امنیّت ملی کشور و هیئت وزیران، با توجه به اشراف اطلاعاتی مسئول شان( رئیس جمهور)، چرا برای ممنوعیت یا محدودیت پروازی اقدامی نمی کنند؟
ثانیا؛ مسئولین سازمان هوایی کشور، در ابتدای أمر و مستنداً به حرف مراجع ذیصلاح( ستاد کل نیروهای مسلح)، برگرفتن تأییدیه عدم انجام هرگونه عملیات نظامی در مرکز کشور تأکید ورزیده، و هر گونه اصابت موشک به هواپیمای مسافربری را نفی نموده و آنرا دروغ، شایعه و ساخت و پرداخته استکبار می دانند، اگر این واقعیت دارد، کدام مسئول چنین تأییدیه ای را صادر کرده است؟ از طرفی دیگر، اطلاعیه ستاد کل نیروهای مسلح بر انحراف هواپیمای مسافربری به سمت اهداف نظامی تأکید دارد و اقدام پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) سپاه را در این راستا تفسیر می کند و حال آن که سردار حاجی زاده فرمانده محترم هوا فضای سپاه، هرگونه انحراف هواپیما را قویّاً مردود می داند و...، این شیوه و رویّه از اطلاع رسانی، نه تنها مشروعیت نهادهای رسمی حاکمیت را مخدوش می کند، بلکه مردم را با تناقضاتی مواجه می سازد که نتیجه طبیعی آن، زدن برچسب مخفی کاری به نظام و حاکم شدن جوّ بی اعتمادی در فضای عمومی جامعه است.
ثالثاً؛ اکنون و بعد از فروکش کردن التهابات، بیش از چندین سناریو در ماجرای سقوط هواپیما مطرح است: الف)شلیک پدافند و اصابت موشک به هواپیما. ب) جنگ الکترونیک و ایجاد فضای کاذب توسط آمریکا. ج) تروریستی بودن حادثه سقوط اعمّ از بمب گذاری در داخل هواپیما یا شلیک توسط موشک اندازهای دوش پرتاب و...، قطعاً بررسی هر کدام از این سناریوها و کشف اسرار ناپیدای جعبه سیاه هواپیما، زمان کافی و فراغت مطلوبی را می خواهد که بررسی کارشناسان و خبرگان این عرصه آن را هویدا می کند، پس چرا از همان ابتدا با ایجاد یک مرکز واحد در اطلاع رسانی و در اختیار گذاشتن صادقانه و نوبت به نوبت اخبار، فرصت هرگونه فتنه انگیزی را از دشمنان و بدخواهان سلب نکنیم؟ چرا مراکز مختلف با انتشار اخبار ضد و نقیض خود، چنین آشفتگی و التهاباتی را فراهم می آورند؟ کدام نهاد و مرکز مسئول امنیّت روانی جامعه است و چرا نقش او در این ماجرا کم رنگ است؟ به امید آن که پرده ها برون افتد و اسرار این واقعه هر چه زودتر روشن و آشکار شود، به تقصیرات و قصورات در یک فضای کاملاً منصفانه و دقیق رسیدگی شود؛ چرا که سرمایه اصلی نظام اسلامی مردم، همراهی و اعتماد ایشان است.
 
یادداشتی از حجت الاسلام علی درستکار/کارشناس مرکز پژوهش های حکومت اسلامی
انتهای پیام/
دیدگاه کاربران
دیدگاهی توسط کاربران ثبت نشده است .
فرم ارسال دیدگاه
نام کامل :
پست الکترونیکی :
متن پیام :
کد امنیتی : تصویر كد امنیتی
عکس خوانده نمی شود
شرکت اسید میهن فراهان
omranejtemaei.ir
منشور اخبار
ارتباط مردمی
salamup.ir