داوری با گمان بر افراد مورد اطمینان، دور از عدالت است. حضرت علی(ع)

سیری در آثار و احوالات میرزا محمدحسین گلبن فراهانی

نمایش خبر : 648 | تاریخ انتشار : 4 فروردین 1396
به گزارش فراهان خبر؛ میرزا محمد حسین حسینی فراهانی فرزند میرزا محمد مهدی ملک الکتاب عشرت فراهانی در سال 1264 ه. ق. در روستای آهنگران فراهان به دنیا آمد.
پدرش میرزا محمد مهدی از شعرا، فضلا و خوشنویسان دوران فتحعلی شاه قاجار بوده است و لقب ملک الکتابی را داشته است.
میرزا محمد حسین در هنگام فوت پدر (1270 ه. ق.) هفت ساله بود و تا دوازده سالگی در روستای آهنگران همراه مادر رندگی کرده است، در سالی که مادرش به سفر حج مشرف شد، میرزا محمد حسین را نزد برادر بزرگترش در تهران فرستاد، میرزا محمد حسین در تهران به تحصیل فارسی و عربی و ادبیات و تکمیل و تحسین خط مشغول شد.
در سال 1286 ه. ق. که میرزا سعید خان مؤتمن الملک وزارت امور خارجه را بر عهده داشت، در آن زمان میرزا محمد حسین که جوانی بیست و دو ساله بود، در معیت فضل اللّه خان؛ پسر عضد الملک قزوینی که ماموریت سیاسی و مذاکره با آقا خان محلاتی (عطا شاه) داشت به بمبئی رفت.، این سفر مقدمه ورود میرزا محمد حسین فراهانی در دستگاه دولتی ناصر الدین شاه شد.
در سال 1287 ه. ق. که ناصر الدین شاه برای زیارت عتبات عالیات راهی آن دیار شد، میرزا محمد حسین فراهانی گویا مأموریت داشته تا وصلتی میان خاندان سلطنتی ایران (ضیاء السلطنه دختر شاه) و پسر آقا خان محلاتی (جلال شاه) ترتیب دهد امااین مهم به مرحله عمل نرسید و غضب شاهانه را برانگیخت تا جائی که میرزا محمد حسین ناگزیر شد با لباس مبدل در سال 1289 ه. ق. از تهران بیرون رود و خود را به کرمان برساند.
در 1300 ه. ق در سفر دوم شاه به خراسان از ملتزمین رکاب بود و از طرف محمد حسن خان اعتماد السلطنه مأمور به ضبط آثار تاریخی آن پهنه شد. میرزا محمد حسین پس از انجام مأموریت به تهران بازگشت و در تدوین مجلدات کتاب مطلع الشمس با اعتماد السلطنه همکاری نزدیک داشت.
در 1302 ه. ق برای بار دوم به قصد زیارت خانه خدا عازم مکه شد و به فرمان ناصر الدین شاه سفرنامه میرزا محمد حسین حسینی فراهانی را نوشت و شاه او را ملک الکتابش نامید. 
خصوصیات اخلاقی میرزا حسین حسینی فراهانی از منظر ادیب الممالک فراهانی
میرزا صادق خان ادیب الممالک فراهانی، خصوصیات اخلاقی میرزا محمد حسین فراهانی را چنین توصیف می‌کند؛
« تند و بی‌تملق و مهربان و خیراندیش و بی‌کینه و باگذشت و پاک ضمیر و حقوق‌شناس بود، بی‌اندازه توکل و توسل داشت. به کسی جز خدای تعالی تعظیم روا نمی‌داشت ...
در ذوق سلیم و طبع مستقیم و حسن خط و زیبایی تحریر و لطف بیان و تقریر مشارالیه با لبنان بود، مصائب ایام جوانیش را شادان و خندان یاد می‌کرد، وقتی که به صحبت می‌افتاد از صحبتش نمی‌شد دل برکند. همه پر از شعر و شاهد و امثال و حکمت و طیبت بود. به چیزی از دنیا دلبستگی نداشت و سختیهای زمانه را به تحمل دفع می داد، برای مرگ کسی گریه نمی‌کرد و به کلمه ارجاع اکتفا می‌جست.
شبی بی‌مهمان تعشی نمی‌ کرد، مکرر شبهای زمستان پر برف و باران عبا و کفش را به فقیر داده بی‌بالاپوش و پا برهنه به خانه برمی‌گشت، از گفتن و پیش بردن حرف حق و مقاومت برای ابطال ناحق از هیچ امری باک نداشت».
میرزا محمد حسین به عبادت و مسافرت علاقه وافری داشته است، چندین بار به خراسان و عراق عرب برای زیارت رفته بود. همه ممالک ایران را مکرر در لباسهای مختلف گردیده و دو سفر به زیارت حج تشرف یافته بود. از ممالک خارجه، قفقازیه و اسلامبول و مصر و روسیه و ممالک عثمانی را دیده و در هندوستان چندین سال اقامت گزیده بود.
وی همیشه به عبادت اشتغال و به زهد و تقوی توجه مخصوص داشت چنانکه چهل سال اواخر عمر را به تهجد گذرانید و تصمیم گرفت که آثار عهد قدیم و دوره اولیه عمر را به یادگار به رشته تحریر درآورد.
میرزا محمد حسین تعدادی سفرنامه و کتب و رسائل به قلم آورد ولی متاسفانه در غارت خانه میرزا مهدی ملک، دیوان اشعارش با کتب نفیسه و مرقومات خطوط اساتید و دست نوشته هایش با اسرار مهم تاریخی به یغما رفت در انقلاباتی که برای میرزا محمد حسین پیش آمد، مجموعه اشعار و بیشتر منشأت و مؤلفاتش مفقود شده است. 
کتاب سفرنامه در اوایل سده چهارده هجری قمری (1303- 1302) توسط حاج میرزا محمد حسین حسینی فراهانی برای ناصر الدین شاه قاجار نوشته شده است.

از این کتاب نسخ متعددی در دست نیست و تنها دو نسخه موجود است یکی نسخه اصلی که به خط میرزا محمد حسین در خانواده آن مرحوم نگهداری می‌شود و نسخه دیگر در کتابخانه ملی است.
مصحح این سفرنامه در سال 1341 ه. ش با تهیه عکسی از میکروفیلم این نسخه از کتابخانه دانشگاه تهران در سال 1362 کتاب سفرنامه میرزا حسین حسینی فراهانی را به چاپ رسانید.
رساله‌های «حالت» و «آداب السرور» از آثار میرزا محمد حسین است که در سال 1311 ه. ش. به اهتمام آقای خان ملک ساسانی، فرزند مؤلف در تهران چاپ و منتشر شده است.
با توجه به متن کتاب سفرنامه میرزا محمد حسن حسینی فراهانی معلوم است که وی شعر هم می سروده و به «گلبن» متخلص بوده است که متاسفانه جز اشعاری چند که در «رساله حالت» و «رساله آداب السرور» و «سفرنامه مکه» دیده می‌شود چیزی از آنها در دست نیست و با توجه به نوشته ادیب الممالک فراهانی، مجموعه اشعار و بیشتر منشأت و تألیفاتش در حوادثی که برای او پیش آمده است مفقود شده باشد.
در سفرنامه میرزا محمد حسین حسینی فراهانی آمده است؛
میرزا محمد حسین، سفر خود را در شب جمعه چهارم شوال 1302 ه. ق. از تهران شروع کرده است و از شهرهای قزوین و رشت و بندر انزلی گذشته است و به بادکوبه رفته و سپس سوار قطار شده پس از گذشتن از تفلیس در بندر باتوم برواپور (کشتی) نشسته و راهی استانبول شده است. چند روزی را در استانبول بسر برده، آنگاه با کشتی راهی جده شده و پس از انجام مراسم حج، از طریق آبراه سوئز به استانبول مراجعت کرده است. از آنجا از طریق دریای سیاه به باتوم و از باتوم به باکو و انزلی و رشت بازگشته و چند روزی را هم در لاهیجان جهت استراحت بسر برده است. آنگاه از طریق قزوین در روز پانزدهم ربیع الاخر سال 1303 ه. ق. به تهران وارد شده است. وی در این سفر دیدنیها و شنیدنیها را با انشایی ساده و روان و تقریبا بی‌غلط ثبت و ضبط کرده است.
دست نوشته میرزا حسین حسینی فراهانی در مقدمه این سفرنامه؛
بسم اللّه الرحمن الرحیم و صلی اللّه علی سیدنا محمد النبی و آله الطاهرین
و بعد، از رسوم و عادات معاصرین است که محض اظهار فضل و کمال اگر مطلب جزئی دارند به این قدر مرقبات و مقدمات می‌نگارند که مطلب از میان خواهد رفت. سخن مختصر روا، مرقبات و مقدمات مطول نشاید و هزار بیت کتاب را دو هزار بیت دیباچه نباید «خذ الغایات و اترک المبادی»  و این بنده جانی محمد- حسین الحسینی الفراهانی را بی‌فضلی بر آن داشت که این دیباچه ساده مختصر نگاشت در عهد دولت شاهنشاه جمجاه اسلام‌پناه السلطان بن السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان سلطان صاحبقران ناصر الدین شاه قاجار خلد اللّه ملکه و سلطانه. به خیال زیارت بیت اللّه افتادم و این مسئله را با پیر عمل به میان نهادم. گفت در این مقام اگر دم از ما و منی زنی و پاره ملاحظات کنی وصول به این سعادت مقدور نخواهد شد.
گفت آسان گیر بر خودکارها کز روی طبع‌سخت می‌گیرد جهان بر مردمان سخت کوش
حدیث «نجی المخففون» را آویزه گوش کردم و «سبکبار مردم سبک‌تر روند» را به یاد آوردم، و خود را به خدای خویش سپردم و با کمال تجرد مصمم شدم
جان و دل تو حافظا بسته دام آرزوست‌ای متعلق خجل دوم مزن از مجردی
و اینک شروع به مقصود نمود به توفیق الملک الوودود.
انتهای پیام/

دیدگاه کاربران
دیدگاهی توسط کاربران ثبت نشده است .
فرم ارسال دیدگاه
نام کامل :
پست الکترونیکی :
متن پیام :
کد امنیتی : تصویر كد امنیتی
عکس خوانده نمی شود
شرکت اسید میهن فراهان
ارتباط مردمی
مطالبات مردمی
salamup.ir