داوری با گمان بر افراد مورد اطمینان، دور از عدالت است. حضرت علی(ع)

صلح امام حسن(ع)؛ پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ

نمایش خبر : 170 | تاریخ انتشار : 20 خرداد 1396
به گزارش فراهان خبر؛ دوران امام مجتبی(ع) و حادثه صلح آن بزرگوار با معاویه یا آن چیزی که به نام صلح نامیده شد، حادثه سرنوشت ساز و بی نظیری در کل روند انقلاب اسلامی صدر اول بود.

بعد از صلح امام حسن(ع) کار به شکل هوشمندانه ای و زیرکانه تنظیم شد که اسلام و جریان اسلامی وارد کانال آلوده ای که به نام خلافت و در معنا سلطنت به وجودآمده، نشود.

این هنر امام حسن(ع) بود و امام(ع) کاری کرد که جریان اصیل اسلام که در مکه شروع شده بود و به حکومت اسلامی و به زمان امیرالمومنین(ع) و زمان خود او رسیده بود، در مجرای دیگری، جریان پیدا بکند؛ منتها نه به شکل حکومت، زیرا ممکن نبود، لااقل دوباره به شکل نهضت جریان پیدا کند.

این دوره، دوره سوم اسلام بود که اسلام دوباره نهضت شد، اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلم ستیز، اسلام سازش ناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرا از اینکه بازیچه دست هواها و هوس ها بشود، باقی ماند اما در شکل نهضت.

در زمان امام حسن(ع) تفکر انقلابی اسلامی که دوره ای را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود؛ دوباره برگشت و یک نهضت شد. البته در این دوره، کار این نهضت به مراتب مشکل تر از دوره ی خود پیامبر(ص)بود زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند در حالی که از مذهب نبودند و مشکلی کار ائمه(ع) اینجا بود.

از مجموعه روایات و زندگی ائمه(ع) این طور استنباط می شود که این بزرگواران از روز صلح امام حسن مجتبی(ع) تا اواخر دائما در صدد بودند که این نهضت را مجددا به شکل حکومت علوی و اسلامی دربیاورند و سرپا کنند.

ائمه می خواستند که نهضت مجددا به حکومت و جریان اصیل اسلامی تبدیل بشود و آن جریان اسلامی که از آغشته شدن، آمیخته شدن و آلوده شدن به آلودگی های نفسانی دور است روی کار بیاید ولی این کار، کار مشکلی است.

به برکت امام حسن مجتبی(ع) این جریان ارزشی نهضت اسلامی، اسلام را حفظ کرد، اگر امام مجتبی(ع) این صلح را انجام نمی داد، از آن اسلام ارزش نهضتی باقی نمی ماند و از بین می رفت چون معاویه بالاخره غلبه پیدا می کرد.

اگر امام حسن مجتبی(ع) صلح نمی کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین می بردند و کسی را باقی نمی گذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز به کلی از بین می رفت و ذکر اسلام بر می افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی رسید.

اگر بنا بود امام(ع) جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر(ص) منتهی بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته می شد، اصحاب برجسته هم باید کشته می شدند، حجربن عدی ها باید کشته می شدند، همه باید از بین می رفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصت ها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشی خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی ماند، این حق عظیمی است که امام مجتبی(ع) بر بقای اسلام دارد.

البته صلح، تحمیلی نبود، اما بالاخره صلحی واقع شد، باید گفت حضرت، دل نداد، همین شرایطی که حضرت قرار داد، در واقع پایه ی کار معاویه را متزلزل کرد.

خود این صلح و شرایط امام حسن(ع) همه اش یک امر الهی بود؛«ومکروا و مکرالله» بود، یعنی اگر امام حسن(ع) می جنگید و در این جنگ کشته می شد که به احتمال قوی به دست اصحاب خودش که جاسوسان معاویه آن ها را خریده بودند، کشته می شد، معاویه می گفت؛«من نکشتم، اصحاب خودش کشتند».

برگرفته از کتاب انسان ۲۵۰ ساله/ بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی-مبارزاتی ائمه معصومین(ع)

انتهای پیام/ک

دیدگاه کاربران
دیدگاهی توسط کاربران ثبت نشده است .
فرم ارسال دیدگاه
نام کامل :
پست الکترونیکی :
متن پیام :
کد امنیتی : تصویر كد امنیتی
عکس خوانده نمی شود
شرکت اسید میهن فراهان
ارتباط مردمی
salamup.ir