داوری با گمان بر افراد مورد اطمینان، دور از عدالت است. حضرت علی(ع)

شرح وقایع انقلاب از زبان یک معلم بازنشسته/از روزهای سخت تظاهرات تا نوای «الله اکبر» در فضای حرم امام رضا(ع)

نمایش خبر : 565 | تاریخ انتشار : 21 بهمن 1396
به گزارش فراهان خبر؛ مردم انقلابی در پیروزی انقلاب اسلامی و براندازی حکومت فاسد پهلوی تلاش کردند و از جان گذشتند.

سالروز پیروزی انقلاب اسلامی برای کسانی که آن روزها را از نزدیک دیده و با تمام وجود لمس کرده اند ولو درآن زمان در سنین نوجوانی یا کودکی بوده باشند مالامال از خاطره هاست.

مسعود سردارپور، یکی از مبارزان انقلابی اهل روستای عزیزآباد فراهان و معلم بازنشسته است که وقایع آن دوران را به خوبی به یاد دارد با اشاره به علاقه و تمایل سرشار جوانان به امام(ره) و نهضت مبارزه با رژیم ستمشاهی گفت: سال ۴۲ در مراسم عزاداری حسینی، هجوم به مدرسه فیضیه قم را از میمهانان که برای شرکت در عزای حسینی به روستا آمده بودند شنیدم.

وی افزود: در آن دوران در روستا رادیو تلویزیون نبود و ما به درستی از اخبار روز اطلاع نداشتیم، برای روشنی موضوع و آگاهی از این وقایع پرس و جو کردم و همین مسئله آغاز آشنایی من با نهضت امام(ره) و انقلابیون شد.

سردارپور اظهار کرد: با شناخت انقلاب و هدف از قیام امام(ره) من و یکی از دوستانم به جمع مبارزان انقلابی پیوستیم، به واسطه دیگر مبارزان انقلابی در فراهان از برگزاری تظاهرات مطلع و در تظاهراتی که علیه رژیم برپا می شد در روستاهای اطراف شرکت می کردیم.

توزیع اعلامیه‌های امام(ره) توسط انقلابیون فراهانی

ابن مبارزه انقلابی بیان کرد: اعلامیه ها توسط یکی از مبارزان انقلابی در فراهان به نام «حبیب خان» از تهران و قم به دست ما می‌رسید و بعد از نگارش و تکثیر، اعلامیه‌ها را توزیع می شدند.

وی ادامه داد: پس از فرار شاه من و یکی از اهالی که از اقواممان بود باخبر شدیم که قرار است مجسمه شاه را در اراک پایین بکشند، با هم قرار گذاشتیم و فردای آن روز به اراک رفتیم، مردم به دور محل مجسمه در میدان باغ ملی(شهدا) حلقه زده بودند، طناب را به گردن مجسمه انداختند که ناگهان شهربانی سر رسید و با شلیک هوایی، ماموران همه متفرق شدند.

سردارپور بیان کرد: ما هم به طرف میدان ارگ فرار کردیم که دیدیم گروهی رئیس شهربانی وقت را که از اهالی روستای ما بود را روی دست گرفته و به طرف میدان در حال حرکت هستند.

وی با اشاره به حمله چماق به دستان در یکی از روزهای تظاهرات در اراک گفت: در بین تظاهرات کنندگان بودم که عده ای چماق به دست از سمت دروازه قبله(یکی از خیابان های منتهی به میدان شهدا) به مغازه ها هجوم آورند و شیشه مغازه ها را شکستند و اموال مردم را غارت کردند، ما هم از محل فرار کردیم و به روستا باز گشتیم.

سردارپور ادامه داد: پس از ساعتی که به خانه رسیدیم، ماموران رژیم به خانه من و دوستم ریختند و ما را به جرم شرکت در تظاهرات و سرباز فراری با خود بردند. ما که از ظلم و ستم شاهنشاهی باخبر بودیم، از خدمت سربازی امتناع می کردیم.

توسط ماموران رژیم دستگیر و به سربازی فرستاده شدم

این معلم بازنشسته گفت: در آن روزگار هم در روستای ما دودستگی و خصومت بین دو طایفه بود، یکی از طایفه ها که با ما دشمنی داشتند به ماموران رژیم حضور ما در تظاهرات اطلاع داده بود.

وی افزود: ماموران ما را برای گذراندن دوره سربازی به «سپاه دانش وقت» فرستادند، در آن جا عبور و مرور کم بود. بارها برای فرار از پادگان نقشه کشیدیم اما با توجه به بازرسی ها در پادگان فرار ممکن نبود.

سردارپور اظهار کرد: صدای گلوله و ناآرامی های شهر را می شنیدیم، پس از روزها حضور در پادگان با عنایت امام رضا(ع) تیمسار صالحی از پادگان ما را برای زیارت امام رضا(ع) به حرم برد.

وی افزود: روزی که امام(ره) وارد میهن شد، با پخش عکس امام(ره) در تلویزیون به یک باره تلویزیون قطع شد، مردم به نشان اعتراض تلویزیون ها را به خیابان ها پرتاپ کردند، عصر دوباره تلویزیون ورود امام(ره) را نمایش داد.

سردارپور بیان کرد: با انتشار این خبر ما به محوطه پادگان آمدیم و فریاد « الله اکبر» سردادیم. فرمانده پادگان بیرون آمد و با عصبانیت گفت به استراحتگاه بروید اما دیگر ترسی در ما نبود.

مردم با دست خالی ساواک را تصرف کردند

این مبارز انقلابی گفت: بارها با فرمانده پادگان به دلیل طرفداری از رژیم طاغوت درگیر شدیم، یک روز دیدیم مردم به یک باره به سمت شرق پادگان حمله ور شدند. ساختمانی در آنجا بود که محل پنجره های آن با آجر پوشانده شده بود و درب های آهنین بزرگی داشت و معدود افرادی حق رفت و آمد به آنجا را داشتند.

سردارپور تصریح کرد: مردم با دست خالی ساواک را تصرف کردند، قدرت مردم، درب آهنین را از جا کَند و وارد ساختمان شدند، ناخن‌های کشیده شده روی میز، گیسوان کنده شده با پوست سَر و عکس هایی در محل ساختمان بود که باعث شد خون مردم به جوش آید و شروع به تخریب ساختمان کردند اما «آیت الله طبرسی» که روحانی مبارزی بود اعلام کرد به بیت المال خسارت نزنید.

این مبارز انقلابی گفت: ما که در آن پادگان بودیم، آن زمان توجه شدیم که این ساختمان مربوط به ساواک بوده و افراد را در آن شکنجه می کردند، ما هم به خیل مردم پیوستیم و با «آیت الله طبرسی» پادگان را ترک کردیم، حتی وسایل شخصی خود را برنداشتیم.

زمزمه ذکر «الله اکبر» در فضای حرم امام رضا(ع)

وی اظهار کرد: به طرف حرم امام رضا(ع) رفتیم، وارد صحن شدیم، فریاد «الله اکبر» فضای حرم را پُر کرده بود، دست در دست مردم در حالی که سیل اشک روی گونه هایمان جاری بود با هم گرد حرم می گشتیم و سرود را زمزمه می کردیم. آن لحظه را هرگز فراموش نمی کنم و هر لحظه این سرود را می شنوم این خاطره برایم تداعی می شود و اشکم روان می شود.

انتهای پیام/ک

دیدگاه کاربران
دیدگاهی توسط کاربران ثبت نشده است .
فرم ارسال دیدگاه
نام کامل :
پست الکترونیکی :
متن پیام :
کد امنیتی : تصویر كد امنیتی
عکس خوانده نمی شود
شرکت اسید میهن فراهان
ارتباط مردمی
مطالبات مردمی
salamup.ir