به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «فراهان خبر»؛ در هوای سرد پاییزی، فراهان امروز رنگ و بوی دیگری داشت. از همان ساعات عصر، مردم با چشمهایی نمناک و دلهایی مشتاق در خیابانها جمع شدند؛ پیر و جوان، زن و مرد، با گل هایی در دست، قدمقدم به استقبال میهمان گمنام شهرشان آمدند؛ شهیدی که نامش پنهان است اما نشانش در دل همه پیدا.
هنگامی که پیکر مطهر شهید وارد شهر شد، بغضها ترکید. مادرانی که فرزندانشان را سالها پیش به خدا سپرده بودند، دستانشان را بر سینه گذاشتند و زمزمه کردند: «خوش آمدی پسرم…». جوانانی که شاید سنشان به سالهای جنگ نمیرسید، اشکهایشان را بیاختیار پاک میکردند. صدای «صلوات»، «لبیک یا حسین» و «حیدر حیدر» در فضای شهر طنینانداز شده بود و بوی اسپند با عطر گلاب مخلوط شده بود؛ گویی آسمان هم مهمان را بدرقه میکرد.





















